Diwan-i Schams› Ghasel 1792› Beyt 4 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۷۹۲
- تنگ شکر را ماند این سودای سر را ماند این آن سیمبر را ماند این شادی و آسانی است این
G1792:4
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این·خضر است و الیاس این مگر یا آب حیوانی است این
- 2 این باغ روحانی است این یا بزم یزدانی است این·سرمه سپاهانی است این یا نور سبحانی است این
- 3 آن جان جان افزاست این یا جنت المأواست این·ساقی خوب ماست این یا باده جانی است این
- 4 تنگ شکر را ماند این سودای سر را ماند این·آن سیمبر را ماند این شادی و آسانی است این
- 5 امروز مستیم ای پدر توبه شکستیم ای پدر·از قحط رستیم ای پدر امسال ارزانی است این
- 6 ای مطرب داووددم آتش بزن در رخت غم·بردار بانگ زیر و بم کاین وقت سرخوانی است این
- 7 مست و پریشان توام موقوف فرمان توام·اسحاق قربان توام این عید قربانی است این
- 8 رستیم از خوف و رجا عشق از کجا شرم از کجا·ای خاک بر شرم و حیا هنگام پیشانی است این
- 9 گلهای سرخ و زرد بین آشوب و بردابرد بین·در قعر دریا گرد بین موسی عمرانی است این
- 10 هر جسم را جان می کند جان را خدادان می کند·داور سلیمان می کند یا حکم دیوانی است این
- 11 ای عشق قلماشیت گو از عیش و خوش باشیت گو·کس می نداند حرف تو گویی که سریانی است این
- 12 خورشید رخشان می رسد مست و خرامان می رسد·با گوی و چوگان می رسد سلطان میدانی است این
- 13 هر جا یکی گویی بود در حکم چوگان می دود·چون گوی شو بیدست و پا هنگام وحدانی است این
- 14 گویی شوی بیدست و پا چوگان او پایت شود·در پیش سلطان می دوی کاین سیر ربانی است این
- 15 آن آب بازآمد به جو بر سنگ زن اکنون سبو·سجده کن و چیزی مگو کاین بزم سلطانی است این
ganjoor: sh1792 · public domain