Diwan-i Schams› Ghasel 18› Beyt 1 weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۸
- ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ
G18:1
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما·انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ
- 2 ای بحر پرمرجان من والله سبک شد جان من·این جان سرگردان من از گردش این آسیا
- 3 ای ساربان با قافله مگذر مرو زین مرحله·اشتر بخوابان هین هله نه از بهر من بهر خدا
- 4 نی نی برو مجنون برو خوش در میان خون برو·از چون مگو بیچون برو زیرا که جان را نیست جا
- 5 گر قالبت در خاک شد جان تو بر افلاک شد·گر خرقه تو چاک شد جان تو را نبود فنا
- 6 از سر دل بیرون نهای بنمای رو کایینهای·چون عشق را سرفتنهای پیش تو آید فتنهها
- 7 گویی مرا چون میروی گستاخ و افزون میروی·بنگر که در خون میروی آخر نگویی تا کجا
- 8 گفتم کز آتشهای دل بر روی مفرشهای دل·می غلط در سودای دل تا بحر یفعل ما یشا
- 9 هر دم رسولی میرسد جان را گریبان میکشد·بر دل خیالی میدود یعنی به اصل خود بیا
- 10 دل از جهان رنگ و بو گشته گریزان سو به سو·نعره زنان کان اصل کو جامه دران اندر وفا
ganjoor: sh18 · public domain