Diwan-i Schams› Ghasel 1806› Beyt 17 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۸۰۶
- الصبر مفتاح الفرج الصبر معراج الدرج الصیر تریاق الحرج ای ترک تازی خوان من
G1806:17
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من·ای عقل عقل عقل من ای جان جان جان من
- 2 زین سو بگردان یک نظر بر کوی ما کن رهگذر·برجوش اندر نیشکر ای چشمه حیوان من
- 3 خواهم که شب تاری شود پنهان بیایم پیش تو·از روی تو روشن شود شب پیش رهبانان من
- 4 عشق تو را من کیستم از اشک خون ساقیستم·سغراق می چشمان من عصار می مژگان من
- 5 ز اشکم شرابت آورم وز دل کبابت آورم·این است تر و خشک من پیدا بود امکان من
- 6 دریای چشمم یک نفس خالی مباد از گوهرت·خالی مبادا یک زمان لعل خوشت از کان من
- 7 با این همه کو قند تو کو عهد و کو سوگند تو·چون بوریا بر می شکن ای یار خوش پیمان من
- 8 نک چشم من تر می زند نک روی من زر می زند·تا بر عقیقت برزند یک زر ز زرافشان من
- 9 بنوشته خطی بر رخت حق جددوا ایمانکم·زان چهره و خط خوشت هر دم فزون ایمان من
- 10 در سر به چشمم چشم تو گوید به وقت خشم تو·پنهان حدیثی کو شود از آتش پنهان من
- 11 گوید قوی کن دل مرم از خشم و ناز آن صنم·اول قدح دردی بخور وانگه ببین پایان من
- 12 بر هر گلی خاری بود بر گنج هم ماری بود·شیرین مراد تو بود تلخی و صبرت آن من
- 13 گفتم چو خواهی رنج من آن رنج باشد گنج من·من بوهریره آمدم رنج و غمت انبان من
- 14 پس دست در انبان کنم خواهنده را سلطان کنم·مر بدر را بدره دهم چون بدر شد مهمان من
- 15 هر چه دلم خواهد ز خور ز انبان برآرم بیخطر·تا سرخ گردد روی من سرسبز گردد خوان من
- 16 گفتا نکو رفت این سخن هشدار و انبان گم مکن·نیکو کلیدی یافتی ای معتمد دربان من
- 17 الصبر مفتاح الفرج الصبر معراج الدرج·الصیر تریاق الحرج ای ترک تازی خوان من
- 18 بس کن ز لاحول ای پسر چون دیو می غرد بتر·بس کردم از لاحول و شد لاحول گو شیطان من
ganjoor: sh1806 · public domain