Diwan-i Schams Ghasel 1822 Beyt 4 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۸۲۲

  1. دلبر و یار من تویی، رونق کار من تویی باغ و بهار من تویی، بهر تو بود بودِ من

G1822:4

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دود من·جور مکُن که بشنود شاد شود حسود من
  2. 2 بیش مکُن تو دود را، شاد مکُن حسود را·وه که چه شاد می‌شود از تلفِ وجود من!
  3. 3 تلخ مکُن امید من، ای شِکر سپید من·تا ندرم ز دستِ تو پیرهنِ کبودِ من
  4. 4 دلبر و یار من تویی، رونق کار من تویی·باغ و بهار من تویی، بهر تو بود بودِ من
  5. 5 خواب شبم ربوده‌ای، مونس من تو بوده‌ای·درد توام نموده‌ای، غیر تو نیست سود من
  6. 6 جان من و جهان من! زُهره آسمان من!·آتش تو نشان من، در دلِ همچو عودِ من
  7. 7 جسم نبود و جان بُدَم، با تو بر آسمان بُدَم·هیچ نبود در میان گفت من و شنود من

ganjoor: sh1822 · public domain