Diwan-i Schams› Ghasel 1854› Beyt 7 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۸۵۴
- تو معذوری در انکارت که آن جا می شود حیران جنید و شیخ بسطامی شقیق و کرخی و ذالنون
G1854:7
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون·خرابات قدیم است آن و تو نو آمده اکنون
- 2 نباشد مرغ خودبین را به باغ بیخودان پروا·نشد مجنون آن لیلی به جز لیلی صد مجنون
- 3 هزاران مجلس است آن سو و این مجلس از آن سوتر·که این بیچونتر است اندر میان عالم بیچون
- 4 ببین جانهای آن شیران در آن بیشه ز اجل لرزان·کز آن شیر اجل شیران نمیمیزند الا خون
- 5 بسی سیمرغ ربانی که تسبیحش اناالحق شد·بسوزد پر و بال او اگر یک پر زند آن سون
- 6 وزیر و حاجب و محمود ایازی را شده چاکر·که آن جا کو قدم دارد بود سرهای مردان دون
- 7 تو معذوری در انکارت که آن جا می شود حیران·جنید و شیخ بسطامی شقیق و کرخی و ذالنون
- 8 ازیرا راه نتوان برد سوی آفتاب ای جان·مگر کان آفتاب از خود برآید سوی این هامون
- 9 مگر هم لطف شمس الدین تبریزیت برهاند·وگر نی این غزل می خوان و بر خود می دم این افسون
ganjoor: sh1854 · public domain