Diwan-i Schams Ghasel 188 Beyt 5 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۸۸

  1. وان پنج حس باطن چون وهم و چون تصور هم پنج چشمه می‌دان پویان به سوی مرعی

G188:5

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 اینجا کسی‌ست پنهان خود را مگیر تنها·بس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان را
  2. 2 بر چشمهٔ ضمیر‌ت کرد آن پری وثاقی·هر صورت خیالت از وی شده‌ست پیدا
  3. 3 هر جا که چشمه باشد‌، باشد مقام پریان·با‌احتیاط باید بودن تو را در آنجا
  4. 4 این پنج چشمهٔ حس تا بر تنت روان است·ز اشراق آن پری دان گه بسته گاه مجری
  5. 5 وان پنج حس باطن چون وهم و چون تصور·هم پنج چشمه می‌دان پویان به سوی مرعی
  6. 6 هر چشمه را دو مشرف پنجاه میرابند·صورت به تو نمایند اندر زمان اجلا
  7. 7 زخمت رسد ز پریان گر باادب نباشی·کاین گونه شهره پریان تندند و بی‌محابا
  8. 8 تقدیر می‌فریبد تدبیر را که برجه·مکر‌ش گلیم بُرده از صد هزار چون ما
  9. 9 مرغان در قفس بین در شست ماهیان بین·دل‌های نوحه‌گر بین زان مکرساز دانا
  10. 10 دزدیده چشم مگشا بر هر بت از خیانت·تا نفکند ز چشمت آن شهریار بینا
  11. 11 مانده‌ست چند بیتی این چشمه گشت غایر·برجوشد آن ز چشمه‌، چون برجهیم فردا

ganjoor: sh188 · public domain