Diwan-i Schams› Ghasel 1914› Beyt 8 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۹۱۴
- چو دف تسلیم کردم روی خود را بزن سیلی و رویم را قفا کن
G1914:8
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 اگر خواهی مرا می در هوا کن·وگر سیری ز من رفتم رها کن
- 2 نیم قانع به یک جام و به صد جام·دوساله پیش تو دارم قضا کن
- 3 بده می گر ننوشم بر سرم ریز·وگر نیکو نگفتم ماجرا کن
- 4 من از قندم مرا گویی ترش شو·تو ماشی را بگیر و لوبیا کن
- 5 سر خم را به کهگل هین مبندا·دل خم را برآور دلگشا کن
- 6 مرا چون نی درآوردی به ناله·چو چنگم خوش بساز و بانوا کن
- 7 اگر چه می زنی سیلیم چون دف·که آوازی خوشی داری صدا کن
- 8 چو دف تسلیم کردم روی خود را·بزن سیلی و رویم را قفا کن
- 9 همیزاید ز دف و کف یک آواز·اگر یک نیست از همشان جدا کن
- 10 حریف آن لبی ای نی شب و روز·یکی بوسه پی ما اقتضا کن
- 11 تو بوسه بارهای و جمله خواری·نگیری پند اگر گویم سخا کن
- 12 شدی ای نی شکر ز افسون آن لب·ز لب ای نیشکر رو شکرها کن
- 13 نه شکر است این نوای خوش که داری·نوای شکرین داری ادا کن
- 14 خموش از ذکر نی می باش یکتا·که نی گوید که یکتا را دو تا کن
ganjoor: sh1914 · public domain