Diwan-i Schams› Ghasel 1918› Beyt 5 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۹۱۸
- ز جانها جوق جوق از آتش او فغان لابهکنان مکثار میبین
G1918:5
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 فرود آ تو ز مرکب بار میبین·وجودت را تو پود و تار میبین
- 2 هر آن گلزار کاندر هجر ماندهست·سراسر جان او پرخار میبین
- 3 چو جمله راههای وصل را بست·رخان عاشقان را زار میبین
- 4 چو سررشته اشارتهاش دیدی·بر آن رشته برو گلزار میبین
- 5 ز جانها جوق جوق از آتش او·فغان لابهکنان مکثار میبین
- 6 بزن تو چنگ در قانون شرطش·سماع دلکش اوتار میبین
- 7 به پیش ماجرای صدق آن شه·سرافکنده همه اخیار میبین
- 8 میان کودکان مکتب او·چه کوه و بحر از احبار میبین
- 9 چو بیمیلی کند آن خدمت مه·چو مه سرگشته و دوار میبین
- 10 چو روی از منبرش برتافت جانی·درآویزان ورا بر دار میبین
- 11 اگر چه کار و باری بینی او را·ولی نسبت به شه بیکار میبین
- 12 خیالش دید جانم گفت آخر·به هجرت میخورم من نار میبین
- 13 بگفتا که عنایت بر فزون است·ولیکن دیدن ناچار میبین
- 14 اگر تو عاقلی گندم چو دیدی·ز سنبلها نه از انبار میبین
- 15 دلت انبار و لطفم اصل سنبل·اشارت بشنو و بسیار میبین
- 16 خداوند شمس دین را گر ببینی·به غیب اندر رو و ازهار میبین
- 17 شود دیده گذاره سوی بیسو·در او انوار در انوار میبین
ganjoor: sh1918 · public domain