Diwan-i Schams› Ghasel 2001› Beyt 8 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۰۰۱
- هین برافروز دلم را تو به نار موسی تا که افروخته ماند ابدا اخگر من
G2001:8
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من·که دمم بیدم تو چون اجل آمد بر من
- 2 دل چو دریا شودم چون گهرت درتابد·سر به گردون رسدم چونک بخاری سر من
- 3 خنک آن دم که بیاری سوی من باده لعل·بدرخشد ز شرارش رخ همچون زر من
- 4 زان خرابم که ز اوقاف خرابات توام·در خرابی است عمارت شدن مخبر من
- 5 شاهد جان چو شهادت ز درون عرضه کند·زود انگشت برآرد خرد کافر من
- 6 پیش از آنک به حریفان دهی ای ساقی جمع·از همه تشنهترم من بده آن ساغر من
- 7 بنده امر توام خاصه در آن امر که تو·گوییام خیز نظر کن به سوی منظر من
- 8 هین برافروز دلم را تو به نار موسی·تا که افروخته ماند ابدا اخگر من
- 9 من خمش کردم و در جوی تو افکندم خویش·که ز جوی تو بود رونق شعر تر من
ganjoor: sh2001 · public domain