Diwan-i Schams› Ghasel 206› Beyt 10 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۰۶
- بر برَدَش خرد خرد تا که ندانی چه بُرد صاف بدزدد ز دُرد شعشعه دلربا
G206:10
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 ای همه خوبی تو را پس تو که رایی که را ؟·ای گل در باغ ما پس تو کجایی کجا ؟
- 2 سوسن با صد زبان از تو نشانم نداد·گفت رو از من مجو غیر دعا و ثنا
- 3 از کف تو ای قمر باغِ دهان پرشکر·وز کف تو بیخبر با همه برگ و نوا
- 4 سرو اگر سر کشید در قد تو کی رسید·نرگس اگر چشم داشت هیچ ندید او تو را
- 5 مرغ اگر خطبه خواند شاخ اگر گل فشاند·سبزه اگر تیز راند هیچ ندارد دوا
- 6 شرب گل از ابر بود شرب دل از صبر بود·ابر حریفِ گیاه، صبر حریف ضیا
- 7 هر طرفی صف زده مردم و دیو و دده·لیک در این میکده پای ندارند پا
- 8 هر طرفیام بجو هر چه بخواهی بگو·ره نبَری تار مو تا ننمایم هدی
- 9 گرم شود روی آب از تپش آفتاب·باز هَمَش آفتاب برکشد اندر علا
- 10 بر برَدَش خرد خرد تا که ندانی چه بُرد·صاف بدزدد ز دُرد شعشعه دلربا
- 11 زین سخن بوالعجب بستم من هر دو لب·لیک فلک جمله شب میزندت الصلا
ganjoor: sh206 · public domain