Diwan-i Schams› Ghasel 2078› Beyt 19 ← zurück
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۰۷۸
- خمش که تا نزند بر چنین حدیث هوا از آنک باد هوا نیست محرم ایشان
G2078:19
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 چهار روز ببودم به پیش تو مهمان·سه روز دیگر خواهم بدن یقین میدان
- 2 به حق این سه و آن چار رو ترش نکنی·که تا نیفتد این دل به صد هزار گمان
- 3 به هر طعام خوشم من جز این یکی ترشی·که سخت این ترشی کند میکند دندان
- 4 که جمله ترشیها بدان گوار شود·که تو ترش نکنی روی ای گل خندان
- 5 گشای آن لب خندان که آن گوارش ماست·که تعبیهست دو صد گلشکر در آن احسان
- 6 ترش مکن که نخواهد ترش شدن آن رو·که میدهد مدد قند هر دمش رحمان
- 7 چه جای این که اگر صد هزار تلخ و ترش·به نزد روی تو افتد شود خوش و شادان
- 8 مگر به روز قیامت نهان شود رویت·وگر نه دوزخ خوشتر شود ز صدر جنان
- 9 اگر میان زمستان بهار نو خواهی·درآ به باغ جمالت درختها بفشان
- 10 به روز جمعه چو خواهی که عیدها بینند·برآی بر سر منبر صفات خود برخوان
- 11 غلط شدم که تو گر برروی به منبر بر·پری برآرد منبر چو دل شود پران
- 12 مرا به قند و شکرهای خویش مهمان کن·علف میاور پیشم منه نیم حیوان
- 13 فرشته از چه خورد از جمال حضرت حق·غذای ماه و ستاره ز آفتاب جهان
- 14 غذای خلق در آن قحط حسن یوسف بود·که اهل مصر رهیده بدند از غم نان
- 15 خمش کنم که دگربار یار میخواهد·که درروم به سخن او برون جهد ز میان
- 16 غلط که او چو بخواهد که از خرم فکند·حذر چه سود کند یا گرفتن پالان
- 17 مگر همو بنماید ره حذر کردن·همو بدوزد انبان همو درد انبان
- 18 مرا سخن همه با او است گرچه در ظاهر·عتاب و صلح کنم گرم با فلان و فلان
- 19 خمش که تا نزند بر چنین حدیث هوا·از آنک باد هوا نیست محرم ایشان
ganjoor: sh2078 · public domain