Diwan-i Schams› Ghasel 214› Beyt 6 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۱۴
- ز جنبش لهب و شعله چون بماند آتش نهاد روی به خاکستری و مرگ و فنا
G214:6
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا·نه رنج اره کشیدی نه زخمهای جفا
- 2 نه آفتاب و نه مهتاب نور بخشیدی·اگر مقیم بدندی چو صخره صما
- 3 فرات و دجله و جیحون چه تلخ بودندی·اگر مقیم بدندی به جای چون دریا
- 4 هوا چو حاقن گردد به چاه زهر شود·ببین ببین چه زیان کرد از درنگ هوا
- 5 چو آب بحر سفر کرد بر هوا در ابر·خلاص یافت ز تلخی و گشت چون حلوا
- 6 ز جنبش لهب و شعله چون بماند آتش·نهاد روی به خاکستری و مرگ و فنا
- 7 نگر به یوسف کنعان که از کنار پدر·سفر فتادش تا مصر و گشت مستثنا
- 8 نگر به موسی عمران که از بر مادر·به مدین آمد و زان راه گشت او مولا
- 9 نگر به عیسی مریم که از دوام سفر·چو آب چشمه حیوانست یحیی الموتی
- 10 نگر به احمد مرسل که مکه را بگذاشت·کشید لشکر و بر مکه گشت او والا
- 11 چو بر براق سفر کرد در شب معراج·بیافت مرتبه قاب قوس او ادنی
- 12 اگر ملول نگردی یکان یکان شمرم·مسافران جهان را دو تا دو تا و سه تا
- 13 چو اندکی بنمودم بدان تو باقی را·ز خوی خویش سفر کن به خوی و خلق خدا
ganjoor: sh214 · public domain