Diwan-i Schams Ghasel 219 Beyt 7 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۱۹

  1. شب وصال بیاید شبم چو روز شود که روز و شب نشمارم چه خوش بود به خدا

G219:7

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا·چو گیرد او به کنارم چه خوش بود به خدا
  2. 2 چو شیر پنجه نهد بر شکسته‌آهوی خویش·که: ای عزیز شکارم، چه خوش بود به خدا
  3. 3 گریزپای رهش را کشان‌کشان ببرند·بر آسمان چهارم چه خوش بود به خدا
  4. 4 بدان دو نرگس مستش عظیم مخمورم·چو بشکنند خمارم چه خوش بود به خدا
  5. 5 چو جانِ زارِ بلادیده با خدا گوید·که: جز تو هیچ ندارم، چه خوش بود به خدا
  6. 6 جوابش آید از آن سو که من تو را پس از این·به هیچ‌کس نگذارم چه خوش بود به خدا
  7. 7 شب وصال بیاید شبم چو روز شود·که روز و شب نشمارم چه خوش بود به خدا
  8. 8 چو گل شکفته شوم در وصال گلرخ خویش·رسد نسیم بهارم چه خوش بود به خدا
  9. 9 بیابم آن شکرستان بی‌نهایت را·که برد صبر و قرارم چه خوش بود به خدا
  10. 10 امانتی که به نُه چرخ درنمی‌گنجد·به مستحق بسپارم چه خوش بود به خدا
  11. 11 خراب و مست شوم در کمال بی‌خویشی·نه بدروم نه بکارم چه خوش بود به خدا
  12. 12 به گفت هیچ نیایم چو پُر بود دهنم·سر حدیث نخارم چه خوش بود به خدا

ganjoor: sh219 · public domain