Diwan-i Schams› Ghasel 2263› Beyt 7 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۲۶۳
- هر کی طرب رها کند پشت سوی وفا کند بازکشاندش به خود با کرم مفتن او
G2263:7
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 یا قمرا لوعه للقمرین سکن·حلت علی حریمهم فی خطر لیمنوا
- 2 یا شجرا غصونه فوق سماء وهمنا·هز هز فی قلوبنا مرحمه لنجتنوا
- 3 هر کی تو گردنش زدی گشت درازگردن او·خرمن هر کی سوختی گشت بزرگ خرمن او
- 4 هر کی سرش شکافتی سر بفراخت بر فلک·هر کی تو در چهش کنی یافت جهان روشن او
- 5 یا بلدا مخلدا افلح من ثوی به·للبرکات مطلع للثمرات معدن
- 6 یا سحرا منورا لیس عقیبه دجی·افلح کل منظر ذاک به مزین
- 7 هر کی طرب رها کند پشت سوی وفا کند·بازکشاندش به خود با کرم مفتن او
- 8 میکشدش که ای رهی از کف من کجا رهی·رو به من آورید هین ها الذین آمنوا
- 9 جاء اوان وصلنا یلحقنا باصلنا·شممنا عبیره فانتهضوا لتیقنوا
- 10 ما بقی انسلاخنا ان هنا مناخنا·فی عرفات معشر ابتکروا و احسنوا
- 11 پند نگار خود شنو از بر او برون مرو·ای دل و دیده دیدهای ای دل و دیده من او
- 12 پیش خودم همینشان بر سر من همیفشان·تا ز تو لاف میزنم کم بگرفت دامن او
- 13 قد نطق الهوی اسکتوا استمعوا و انصتوا·ان لسان نطقنا عند لقاه الکن
- 14 بستم من دهان خود دل بگشاد صد دهان·بهر دل تو تن زدم بس بودم نوازن او
- 15 در گل و در شکر نشین بهر خدای لطف بین·سیب و انار تازه چین کمد در فشاندن او
ganjoor: sh2263 · public domain