Diwan-i Schams› Ghasel 2284› Beyt 10 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۲۸۴
- دانه به صحرا مکشان بر سر زاغان مفشان جوهر فردیت خود هرزه به افراد مده
G2284:10
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 باده بده باد مده وز خودمان یاد مده·روز نشاط است و طرب برمنشین داد مده
- 2 آمدهام مست لقا کشته شمشیر فنا·گر نه چنینم تو مرا هیچ دل شاد مده
- 3 خواجه تو عارف بدهای نوبت دولت زدهای·کامل جان آمدهای دست به استاد مده
- 4 در ده ویرانه تو گنج نهان است ز هو·هین ده ویران تو را نیز به بغداد مده
- 5 والله تیره شب تو به ز دو صد روز نکو·شب مده و روز مجو عاج به شمشاد مده
- 6 غیر خدا نیست کسی در دو جهان همنفسی·هر چه وجود است تو را جز که به ایجاد مده
- 7 گرچه در این خیمه دری دانک تو با خیمه گری·لیک طناب دل خود جز که به اوتاد مده
- 8 ساقی جان صرفه مکن روز ببردی به سخن·مال یتیمان بمخور دست به فریاد مده
- 9 ای صنم خفته ستان در چمن و لاله ستان·باده ز مستان مستان در کف آحاد مده
- 10 دانه به صحرا مکشان بر سر زاغان مفشان·جوهر فردیت خود هرزه به افراد مده
- 11 چون بود ای دلشده چون نقد بر از کن فیکون·نقد تو نقد است کنون گوش به میعاد مده
- 12 هم تو توی هم تو منم هیچ مرو از وطنم·مرغ توی چوژه منم چوزه به هر خاد مده
- 13 آنک به خویش است گرو علم و فریبش مشنو·هست تو را دانش نو هوش به اسناد مده
- 14 خسرو جانی و جهان وز جهت کوهکنان·با تو کلندی است گران جز که به فرهاد مده
- 15 بس کن کاین نطق خرد جنبش طفلانه بود·عارف کامل شده را سبحه عباد مده
ganjoor: sh2284 · public domain