Diwan-i Schams› Ghasel 2306› Beyt 5 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۳۰۶
- ای بنده شیر تن هستی تو اسیر تن دندان خرد بنما نعمت خور همواره
G2306:5
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 ناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچاره·تا مرد نظر باشی نی مردم نظاره
- 2 ای عاشق الاهو ز استاره بگیر این خو·خورشید چو درتابد فانی شود استاره
- 3 آنها که قوی دستند دست تو چرا بستند·زیرا تو کنون طفلی وین عالم گهواره
- 4 چون در سخنها سفت و الارض مهادا گفت·ای میخ زمین گشته وز شهر دل آواره
- 5 ای بنده شیر تن هستی تو اسیر تن·دندان خرد بنما نعمت خور همواره
- 6 تا طفل بود سلطان دایه کندش زندان·تا شیر خورد ز ایشان نبود شه میخواره
- 7 از سنگ سبو ترسد اما چو شود چشمه·هر لحظه سبو آید تازان به سوی خاره
- 8 گوید که اگر زین پس او بشکندم شادم·جان داد مرا آبش یک باره و صد باره
- 9 گر در ره او مردم هم زنده بدو گردم·خود پاره دهم او را تا او کندم پاره
ganjoor: sh2306 · public domain