Diwan-i Schams Ghasel 2378 Beyt 3 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۳۷۸

  1. عشوه و مکر زمانه نپذیرد گوشی که سلام از لب آن یار بود بشنیده

G2378:3

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 صد خمار است و طرب در نظر آن دیده·که در آن روی نظر کرده بود دزدیده
  2. 2 صد نشاط است و هوس در سر آن سرمستی·که رخ خود به کف پاش بود مالیده
  3. 3 عشوه و مکر زمانه نپذیرد گوشی·که سلام از لب آن یار بود بشنیده
  4. 4 پیچ زلفش چو ندیدی تو برو معذوری·ای تو در نیک و بد دور زمان پیچیده
  5. 5 نی تراشی است که اندر نی صورت بدمد·هیچ دیدی تو نیی بی‌نفسی نالیده
  6. 6 گر بداند که حریف لب کی خواهد شد·کِیْ برنجد ز بریدن قلم بالیده
  7. 7 گر بپرسند چه فرق است میان تو و غیر·فرق این بس که توی فرق مرا خاریده
  8. 8 جرعهٔ کَن فَیَکون بر سر آن خاک بریخت·لب عشاق جهان خاک تو را لیسیده
  9. 9 شمس تبریز تو را عشق شناسد نه خرد·بر دم باد بهاری نرسد پوسیده

ganjoor: sh2378 · public domain