Diwan-i Schams Ghasel 2436 Beyt 4 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۴۳۶

  1. ای گوهری از کان من وی طالب فرمان من آخر ببین احسان من باشد که با ما خو کنی

G2436:4

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنی·تا بوک رو این سو کنی باشد که با ما خو کنی
  2. 2 من گرد ره را کاستم آفاق را آراستم·وز جرم تو برخاستم باشد که با ما خو کنی
  3. 3 من از عدم زادم تو را بر تخت بنهادم تو را·آیینه‌ای دادم تو را باشد که با ما خو کنی
  4. 4 ای گوهری از کان من وی طالب فرمان من·آخر ببین احسان من باشد که با ما خو کنی
  5. 5 شرب مرا پیمانه شو وز خویشتن بیگانه شو·با درد من همخانه شو باشد که با ما خو کنی
  6. 6 ای شاه زاده داد کن خود را ز خود آزاد کن·روز اجل را یاد کن باشد که با ما خو کنی
  7. 7 مانند تیری از کمان بجهد ز تن سیمرغ جان·آن را بیندیش ای فلان باشد که با ما خو کنی
  8. 8 ای جمع کرده سیم و زر ای عاشق هر لب شکر·باری بیا خوبی نگر باشد که با ما خو کنی
  9. 9 تخم وفاها کاشتم نقشی عجب بنگاشتم·بس پرده‌ها برداشتم باشد که با ما خو کنی
  10. 10 استوثقوا ادیانکم و استغنموا اخوانکم·و استعشقوا ایمانکم باشد که با ما خو کنی
  11. 11 شه شمس تبریزی تو را گوید به پیش ما بیا·بگذر ز زرق و از ریا باشد که با ما خو کنی

ganjoor: sh2436 · public domain