Diwan-i Schams Ghasel 2488 Beyt 7 ← zurück

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۴۸۸

  1. بست پلنگ قهر را بازگشاد مهر را قبه ببست شهر را شهر برست از بدی

G2488:7

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی·آتش دل مقیم شد تو به سفر چرا شدی
  2. 2 آتش تو مقیم شد با دل من ندیم شد·آتش خویش را بگو کآب حیات آمدی
  3. 3 چاشنی خیال تو می‌بدرد دل مرا·ای غم او چو شکری ای دل من چو کاغذی
  4. 4 شمع بدان صبور شد تا همگیش نور شد·نور به است از همه خاصه که نور سرمدی
  5. 5 نور دمی که عاق شد طالب روح طاق شد·ماه مرا محاق شد بی‌مه فضل ایزدی
  6. 6 بازرسید آیتی از طرف عنایتی·وحدت بی‌نهایتی گشت امام و مقتدی
  7. 7 بست پلنگ قهر را بازگشاد مهر را·قبه ببست شهر را شهر برست از بدی

ganjoor: sh2488 · public domain