Diwan-i Schams Ghasel 2508 Beyt 4 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۵۰۸

  1. نمی‌دانی که خار ما بود شاهنشه گل‌ها نمی‌دانی که کفر ما بود جان مسلمانی

G2508:4

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 مرا آن دلبر پنهان همی‌گوید به پنهانی·به من ده جان به من ده جان چه باشد این گران جانی
  2. 2 یکی لحظه قلندر شو قلندر را مسخر شو·سمندر شو سمندر شو در آتش رو به آسانی
  3. 3 در آتش رو در آتش رو در آتشدان ما خوش رو·که آتش با خلیل ما کند رسم گلستانی
  4. 4 نمی‌دانی که خار ما بود شاهنشه گل‌ها·نمی‌دانی که کفر ما بود جان مسلمانی
  5. 5 سراندازان سراندازان سراندازی سراندازی·مسلمانان مسلمانان مسلمانی مسلمانی
  6. 6 خداوندا تو می‌دانی که صحرا از قفس خوشتر·ولیکن جغد نشکیبد ز گورستان ویرانی
  7. 7 کنون دوران جان آمد که دریا را درآشامد·زهی دوران زهی حلقه زهی دوران سلطانی
  8. 8 خمش چون نیست پوشیده فقیر باده نوشیده·که هست اندر رخش پیدا فر و انوار سبحانی

ganjoor: sh2508 · public domain