Diwan-i Schams› Ghasel 252› Beyt 6 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۵۲
- چشم خوشش را ابدا خواب نیست مست کند چشم همه خلق را
G252:6
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 نذر کند یار که امشب تو را·خواب نباشد ز طمع برتر آ
- 2 حفظ دماغ آن مدمغ بود·چونک سهر باید یار مرا
- 3 هست دماغ تو چو زیت چراغ·هست چراغ تن ما بیوفا
- 4 گر دبه پر زیت بود سود نیست·صبح شود گشت چراغت فنا
- 5 دعوت خورشید به از زیت تو·چند چراغ ارزد آن یک صلا
- 6 چشم خوشش را ابدا خواب نیست·مست کند چشم همه خلق را
- 7 جمله بخسپند و تبسم کند·چشم خوشش بر خلل چشمها
- 8 پس لمن الملک برآید به چرخ·کو ملکان خوش زرین قبا
- 9 کو امرا کو وزرا کو مهان·بهر بلادالله حافظ کجا
- 10 اهل علم چون شد و اهل قلم·دیو نیابی تو به دیوان سرا
- 11 خانه و تنشان شده تاریک و تنگ·چونک ببردیم یکی دم ضیا
- 12 گرد که بادش برود چون شود·افتد بر خاک سیه بینوا
- 13 چون بجهند از حجب خواب خویش·باز بمالند سبال جفا
- 14 اه چه فراموش گرند این گروه·دانششان هیچ ندارد بقا
- 15 زود فراموش شود سوز شمع·بر دل پروانه ز جهل و عما
- 16 باز بیاید به پر نیم سوز·باز بسوزد چو دل ناسزا
- 17 نذر تو کن حکم تو کن حاکمی·بر شب و بر روز و سحر ای خدا
ganjoor: sh252 · public domain