Diwan-i Schams› Ghasel 2530› Beyt 8 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۵۳۰
- اگر او را قلم خوانم و اگر او را علم خوانم در او هوش است و بیهوشی زهی بیهوش هشیاری
G2530:8
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری·که امشب مینویسد زی نویسد باز فردا ری
- 2 قلم را هم تراشد او رقاع و نسخ و غیر آن·قلم گوید که تسلیمم تو دانی من کیم باری
- 3 گهی رویش سیه دارد گهی در موی خود مالد·گه او را سرنگون دارد گهی سازد بدو کاری
- 4 به یک رقعه جهانی را قلم بکشد کند بیسر·به یک رقعه قرانی را رهاند از بلا آری
- 5 کر و فر قلم باشد به قدر حرمت کاتب·اگر در دست سلطانی اگر در کف سالاری
- 6 سرش را میشکافد او برای آنچ او داند·که جالینوس به داند صلاح حال بیماری
- 7 نیارد آن قلم گفتن به عقل خویش تحسینی·نداند آن قلم کردن به طبع خویش انکاری
- 8 اگر او را قلم خوانم و اگر او را علم خوانم·در او هوش است و بیهوشی زهی بیهوش هشیاری
- 9 نگنجد در خرد وصفش که او را جمع ضدین است·چه بیترکیب ترکیبی عجب مجبور مختاری
ganjoor: sh2530 · public domain