Diwan-i Schams Ghasel 2543 Beyt 3 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۵۴۳

  1. در آن دریا که خون است آن ز خشک و تر برون است آن بیا بنما که چون است آن که حوت موج آشامی

G2543:3

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی·بیا بر قلب رندان زن که صاحب قرن ایامی
  2. 2 برآور دودها از دل به جز در خون مکن منزل·فلک را از فلک بگسل که جان آتش اندامی
  3. 3 در آن دریا که خون است آن ز خشک و تر برون است آن·بیا بنما که چون است آن که حوت موج آشامی
  4. 4 اشارت کن بدان سرده که رندانند اندر ده·سبک رطل گران درده که تو ساقی آن جامی
  5. 5 قدح در کار شیران کن ز زرشان چشم سیران کن·به جامی عقل ویران کن که عقل آن جا بود خامی
  6. 6 بسوز از حسن ای خاقان تو نام و ننگ مشتاقان·که سرد آید ز عشاقان حذر کردن ز بدنامی
  7. 7 بدیدم عقل کل را من نهاده ذبح بر گردن·بگفتم پیش این پرفن چو اسماعیل چون رامی
  8. 8 بگفت از عشق شمس الدین که تبریز است از او چون چین·چو مه رویان نوآیین به گرد مجلس سامی

ganjoor: sh2543 · public domain