Diwan-i Schams Ghasel 2580 Beyt 13 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۵۸۰

  1. بگریزد عقل و جان از هیبت آن سلطان چون دیو که بگریزد از عمر خطابی

G2580:13

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی·بیهوده چه می‌گردی بر آب چو دولابی
  2. 2 صحراست پر از شکر دریاست پر از گوهر·یک جو نبری زین دو بی‌کوشش و اسبابی
  3. 3 گر مرد تماشایی چون دیده بنگشایی·بگشادن چشم ارزد تابانی مهتابی
  4. 4 محراب بسی دیدی در وی بنگنجیدی·اندر نظر حربی بشکافد محرابی
  5. 5 ما تشنه و هر جانب یک چشمه حیوانی·ما طامع و پیش و پس دریا کف وهابی
  6. 6 ره چیست میان ما جز نقص عیان ما·کو پرده میان ما جز چشم گران خوابی
  7. 7 شش نور همی‌بارد زان ابر که حق آرد·جسمت مثل بامی هر حس تو میزانی
  8. 8 شش چشمه پیوسته می‌گردد شب بسته·زان سوش روان کرده آن فاتح ابوابی
  9. 9 خورشید و قمر گاهی شب افتد در چاهی·بیرون کشدش زان چه بی‌آلت و قلابی
  10. 10 صد صنعت سلطانی دارد ز تو پنهانی·زیرا که ضعیفی تو بی‌طاقت و بی‌تابی
  11. 11 این مفرش و آن کیوان افلاک ورای آن·بر کف خدا لرزان ماننده سیمابی
  12. 12 دریا چو چنان باشد کف درخور آن باشد·اندر صفتش خاطر هست احول و کذابی
  13. 13 بگریزد عقل و جان از هیبت آن سلطان·چون دیو که بگریزد از عمر خطابی
  14. 14 بکری برمد از شو معشوق جهانش او·از جان عزیز خود بیگانه و صخابی
  15. 15 ره داده به دام خود صد زاغ پی بازی·چون باز به دام آمد برداشته مضرابی
  16. 16 خاموش که آن اسعد این را به از این گوید·بی‌صفقه صفاقی بی‌شرفه دبابی

ganjoor: sh2580 · public domain