Diwan-i Schams› Ghasel 2581› Beyt 6 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۵۸۱
- چون رزم نمیسازی چون چست نمیتازی چون سر تو نیندازی از غصه محجوبی
G2581:6
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی·گه بیت و غزل گویی گه پای عمل کوبی
- 2 گه دور بگردانی گاهی شکر افشانی·گه غوطه خوری عریان در چشمه ایوبی
- 3 خلقان همه مرد و زن لب بسته و در شیون·وز دولت و داد او ما غرقه این خوبی
- 4 بر عشق چو میچسبد عاشق ز چه رو خسپد·چون دوست نمیخسپد با آن همه مطلوبی
- 5 آن دوست که میباید چون سوی تو میآید·از بهر چنان مهمان چون خانه نمیروبی
- 6 چون رزم نمیسازی چون چست نمیتازی·چون سر تو نیندازی از غصه محجوبی
- 7 ای نعل تو در آتش آن سوی ز پنج و شش·از جذبه آن است این کاندر غم و آشوبی
- 8 کی باشد و کی باشد کو گل ز تو بتراشد·بیعیب خرد جان را از جمله معیوبی
- 9 اجزای درختان را چون میوه کند دارا·بنگر که چه مبدل شد آن چوب از آن چوبی
- 10 زین به بتوان گفتن اما بمگو تن زن·منگر ز حساب ای جان در عالم محسوبی
ganjoor: sh2581 · public domain