Diwan-i Schams Ghasel 2820 Beyt 9 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۸۲۰

  1. ز پلیدی و ز خونی تو کنی صورت شخصی که گریزد به دو فرسنگ وی از بوی پلیدی

G2820:9

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی·چو ز شهر تو برفتم به وداعیم ندیدی
  2. 2 تو اگر لطف گزینی و اگر بر سر کینی·همه آسایش جانی همه آرایش عیدی
  3. 3 سبب غیرت توست آنک نهانی و اگر نی·همه خورشید عیانی که ز هر ذره پدیدی
  4. 4 تو اگر گوشه بگیری تو جگرگوشه و میری·و اگر پرده دری تو همه را پرده دریدی
  5. 5 دل کفر از تو مشوش سر ایمان به مِی ‌ات خوش·همه را هوش ربودی همه را گوش کشیدی
  6. 6 همه گل‌ها گرو دی همه سرها گرو می·تو هم این را و هم آن را ز کف مرگ خریدی
  7. 7 چو وفا نبود در گل چو رهی نیست سوی کل·همه بر توست توکل که عمادی و عمیدی
  8. 8 اگر از چهره یوسف نفری کف ببریدند·تو دو صد یوسف جان را ز دل و عقل بریدی
  9. 9 ز پلیدی و ز خونی تو کنی صورت شخصی·که گریزد به دو فرسنگ وی از بوی پلیدی
  10. 10 کنیش طعمه خاکی که شود سبزه پاکی·برهد او ز نجاست چو در او روح دمیدی
  11. 11 هله ای دل به سما رو به چراگاه خدا رو·به چراگاه ستوران چو یکی چند چریدی
  12. 12 تو همه طمع بر آن نه که در او نیست امیدت·که ز نومیدی اول تو بدین سوی رسیدی
  13. 13 تو خمش کن که خداوند سخن بخش بگوید·که همو ساخت در قفل و همو کرد کلیدی

ganjoor: sh2820 · public domain