Diwan-i Schams› Ghasel 2969› Beyt 3 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۲۹۶۹
- ای خواجه ترک ره کن ما را حدیث شه کن بگشا دهان و اه کن گر مست آن شرابی
G2969:3
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 بوی کباب داری تو نیز دل کبابی·در تو هر آنچ گم شد در ماش بازیابی
- 2 زین سر چو زنده باشی تو سرفکنده باشی·خود را چو بنده باشی ما را دگر نیابی
- 3 ای خواجه ترک ره کن ما را حدیث شه کن·بگشا دهان و اه کن گر مست آن شرابی
- 4 دوشم نگار دلبر میداد جام از زر·گفتا بکش تو دیگر گر مست نیم خوابی
- 5 گفتم که برنخیزم گفتا که برستیزم·هم بر سرت بریزم گر مستی و خرابی
- 6 چون ریخت بر من آن را دیدم فنا جهان را·عالم چو بحر جوشان من گشته مرغ آبی
- 7 ای خواجه خشم بنشان سر را دگر مپیچان·ما را چه جرم باشد گر ز آنک درنیابی
- 8 سر اله گفتم در قعر چاه گفتم·مه را سیاه گفتم چون محرم نقابی
- 9 ای خواجه صدر عالی تا تو در این حوالی·گه بسته سؤالی گه خسته جوابی
- 10 ای شمس حق تبریز بستم دهان ازیرا·هر دیده برنتابد نورت چو آفتابی
ganjoor: sh2969 · public domain