Diwan-i Schams Ghasel 383 Beyt 6 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۳۸۳

  1. بس زدی تو لاف‌ِ زفتی‌، عاقبت در دوغ رفتی می‌خور اکنون آنچ داری‌، دوغ آمد خمر نابت

G383:6

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 هین که گردن سست‌کردی‌، کو کبابت‌؟ کو شرابت‌؟·هین که بس تاریک‌رویی‌، ای گرفته آفتابت
  2. 2 یاد داری که ز مستی با خرد استیزه بستی‌؟·چون کلیدش را شکستی‌، از که باشد فتح بابت‌؟
  3. 3 در غم شیرین نجوشی لاجرم سرکه فروشی·آب حیوان را ببستی لاجرم رفته‌ست آبت
  4. 4 بوالمعالی گشته بودی فضل و حجت می‌نمودی·نک محکِّ عشق آمد‌، کو سؤالت‌؟ کو جوابت‌؟
  5. 5 مهتر تجار بودی‌، خویش قارون می‌نمودی·خواب بود و آن فنا شد‌، چونکه از سر رفت خوابت
  6. 6 بس زدی تو لاف‌ِ زفتی‌، عاقبت در دوغ رفتی·می‌خور اکنون آنچ داری‌، دوغ آمد خمر نابت
  7. 7 مخلص و معنی این‌ها گرچه دانی هم نهان‌کن·اندر الواح ضمیری تا نیاید در کتابت

ganjoor: sh383 · public domain