Diwan-i Schams› Ghasel 512› Beyt 3 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۵۱۲
- آینه جوییست نشان جمال که رخم از عیب و کلف عاریست
G512:3
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 صبر مرا آینه بیماریست·آینه عاشق غمخواریست
- 2 درد نباشد ننماید صبور·که دل او روشن یا تاریست
- 3 آینه جوییست نشان جمال·که رخم از عیب و کلف عاریست
- 4 ور کلفی باشد عاریتیست·قابل داروست و تب افشاریست
- 5 آینه رنج ز فرعون دور·کان رخ او رنگی و زنگاریست
- 6 چند هزاران سر طفلان برید·کم ز قضا دردسری ساریست
- 7 من در آن خوف ببندم تمام·چون که مرا حکم و شهی جاریست
- 8 گفت قضا بر سر و سبلت مخند·کاین قلمی رفته ز جباریست
- 9 کور شو امروز که موسی رسید·در کف او خنجر قهاریست
- 10 حلق بکش پیش وی و سر مپیچ·کاین نه زمان فن و مکاریست
- 11 سبط که سرشان بشکستی به ظلم·بعد توشان دولت و پاداریست
- 12 خار زدی در دل و در دیدشان·این دمشان نوبت گلزاریست
- 13 خلق مرا زهر خورانیدهای·از منشان داد شکرباریست
- 14 از تو کشیدند خمار دراز·تا به ابدشان می و خماریست
- 15 هیزم دیک فقرا ظالمست·پخته بدو گردد کو ناریست
- 16 دم نزدم زان که دم من سکست·نوبت خاموشی و ستاریست
- 17 خامش کن که تا بگوید حبیب·آن سخنان کز همه متواریست
ganjoor: sh512 · public domain