Diwan-i Schams› Ghasel 579› Beyt 5 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۵۷۹
- ندارد رنگ آن عالم ولیک از تابه دیده چو نور از جان رنگ آمیز این سرخ و کبود آمد
G579:5
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد·مگر آن مطرب جانها ز پرده در سرود آمد
- 2 سراندازان و جانبازان دگرباره بشوریدند·وجود اندر فنا رفت و فنا اندر وجود آمد
- 3 دگرباره جهان پر شد ز بانگ صور اسرافیل·امین غیب پیدا شد که جان را زاد و بود آمد
- 4 ببین اجزای خاکی را که جان تازه پذرفتند·همه خاکیش پاکی شد زیانها جمله سود آمد
- 5 ندارد رنگ آن عالم ولیک از تابه دیده·چو نور از جان رنگ آمیز این سرخ و کبود آمد
- 6 نصیب تن از این رنگست نصیب جان از این لذت·ازیرا ز آتش مطبخ نصیب دیگ دود آمد
- 7 بسوز ای دل که تا خامی نیاید بوی دل از تو·کجا دیدی که بیآتش کسی را بوی عود آمد
- 8 همیشه بوی با عودست نه رفت از عود و نه آمد·یکی گوید که دیر آمد یکی گوید که زود آمد
- 9 ز صف نگریخت شاهنشه ولی خود و زره پردهست·حجاب روی چون ماهش ز زخم خلق خود آمد
ganjoor: sh579 · public domain