Diwan-i Schams› Ghasel 607› Beyt 4 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۶۰۷
- بی پا شد و بیسر شد تا مرد قلندر شد شاباش زهی ارزان یعنی بنمی ارزد
G607:4
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد؟!·بی سر شو و بیسامان یعنی بنمی ارزد؟!
- 2 چون لعل لبش دیدی یک بوسه بدزدیدی·برخیز ز لعل و کان یعنی بنمی ارزد؟!
- 3 در عشق چنان چوگان میباش به سر گردان·چون گوی در این میدان یعنی بنمی ارزد؟!
- 4 بی پا شد و بیسر شد تا مرد قلندر شد·شاباش زهی ارزان یعنی بنمی ارزد
- 5 چون آتش نو کردی عقلم به گرو کردی·خاک توام ای سلطان یعنی بنمی ارزد؟!
- 6 بر عشق گذشتم من قربان تو گشتم من·آن عید بدین قربان یعنی بنمی ارزد؟!
- 7 چون مردم دیوانه ویران کنم این خانه·آن وصل بدین هجران یعنی بنمی ارزد؟!
- 8 تا دل به قمر دادم از گردش او شادم·چون چرخ شدم گردان یعنی بنمی ارزد؟!
ganjoor: sh607 · public domain