Diwan-i Schams Ghasel 684 Beyt 9 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۶۸۴

  1. رهی دورست و جان من پیاده ولی دل را چو دلدل می‌توان کرد

G684:9

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 ز رویت دسته گل می‌توان کرد·ز زلفت شاخ سنبل می‌توان کرد
  2. 2 ز قد پرخم من در ره عشق·بر آب چشم من پل می‌توان کرد
  3. 3 ز اشک خون همچون اطلس من·براق عشق را جل می‌توان کرد
  4. 4 ز هر حلقه از آن زلفین پربند·پر گردن کشان غل می‌توان کرد
  5. 5 تو دریایی و من یک قطره ای جان·ولیکن جزو را کل می‌توان کرد
  6. 6 دلم صدپاره شد هر پاره نالان·که از هر پاره بلبل می‌توان کرد
  7. 7 تو قاف قندی و من لام لب تلخ·ز قاف و لام ما قل می‌توان کرد
  8. 8 مرا همشیره است اندیشه تو·از این شیره بسی مل می‌توان کرد
  9. 9 رهی دورست و جان من پیاده·ولی دل را چو دلدل می‌توان کرد
  10. 10 خمش کن زان که بی‌گفت زبانی·جهان پربانگ و غلغل می‌توان کرد

ganjoor: sh684 · public domain