Diwan-i Schams› Ghasel 69 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · G69 · 9 Verse
غزل شمارهٔ ۶۹
Jeden Beyt für seine eigene Seite öffnen — Wiedergabe, Kommentar, schwierige Wörter.
- G69:1 چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فرداز روزن سر درآویزد چو قرص ماه خوش سیما
- G69:2 درآید جان فزای من گشاید دست و پای منکه دستم بست و پایم هم کف هجران پابرجا
- G69:3 بدو گویم به جان تو که بیتو ای حیات جاننه شادم میکند عشرت نه مستم میکند صهبا
- G69:4 وگر از ناز او گوید برو از من چه میخواهیز سودای تو میترسم که پیوندد به من سودا
- G69:5 برم تیغ و کفن پیشش چو قربانی نهم گردنکه از من دردسر داری مرا گردن بزن عمدا
- G69:6 تو میدانی که من بیتو نخواهم زندگانی رامرا مردن به از هجران به یزدان کاخرج الموتی
- G69:7 مرا باور نمیآمد که از بنده تو برگردیهمیگفتم اراجیفست و بهتان گفته اعدا
- G69:8 توی جان من و بیجان ندانم زیست من باریتوی چشم من و بیتو ندارم دیده بینا
- G69:9 رها کن این سخنها را بزن مطرب یکی پردهرباب و دف به پیش آور اگر نبود تو را سرنا
ganjoor: sh69 · public domain