Diwan-i Schams Ghasel 842 Beyt 8 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۸۴۲

  1. گر زانک تو ملولی با خفتگان بنه سر زیرا فسردگان را هم خواب وارهاند

G842:8

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 آن ماه کو ز خوبی بر جمله می‌دواند·ای عاشقان شما را پیغام می‌رساند
  2. 2 سوی شما نبشت او بر روی بنده سطری·خط خوان کیست این جا کاین سطر را بخواند
  3. 3 نقشش ز زعفران است وین سطر سر جانست·هر حرف آتشی نو در دل همی‌نشاند
  4. 4 کنجی و عشق و دلقی ما از کجا و خلقی·لیک او گرفته حلقی ما را همی‌کشاند
  5. 5 بی دست و پا چو گویی سوی وییم غلطان·چوگان زلف ما را این سو همی‌دواند
  6. 6 چون این طرف دویدم چوگانش حمله آرد·سوی خودم کشاند این سر بگو کی داند
  7. 7 هر سو که هست مستم چوگان او پرستم·در عین نیست هستم تا حکم خود براند
  8. 8 گر زانک تو ملولی با خفتگان بنه سر·زیرا فسردگان را هم خواب وارهاند
  9. 9 آن جا که شمس دینم پیدا شود به تبریز·والله که در دو عالم نی درد و درد ماند

ganjoor: sh842 · public domain