Diwan-i Schams› Ghasel 858› Beyt 5 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۸۵۸
- از نور پاک چون زاد او باز پاک خواهد و آنکهز حدث بزاید او را پلید باید
G858:5
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 وقتی خوش است ما را، لابد نبید باید·وقتی چنین به جانی جامی خرید باید
- 2 ما را نبید و باده از خم غیب آید·ما را مقام و مجلس عرش مجید باید
- 3 هر جا فقیر بینی با وی نشست باید·هر جا زحیر بینی از وی برید باید
- 4 بگریز از آن فقیری کاو بند لوت باشد·ما را فقیر معنی چون بایزید باید
- 5 از نور پاک چون زاد او باز پاک خواهد·و آنکهز حدث بزاید او را پلید باید
- 6 اما چو قلب و نیکو مانندهاند با هم·پیش چراغ یزدان آن را گزید باید
- 7 بر دل نهاد قفلی یزدان و ختم کردش·از بهر فتح این در در غم تپید باید
- 8 سگ چون به کوی خسبد از قفل در چه باکش·اصحاب خانهها را فتح کلید باید
- 9 سالی دو عید کردن کار عوام باشد·ما صوفیان جان را هر دم دو عید باید
- 10 جان گفت من مریدم زایندهٔ جدیدم·زایندگان نو را رزق جدید باید
- 11 ما را از آن مفازه عیشیست تازه تازه·آن را که تازه نبود او را قدید باید
- 12 ای آمده چو سردان اندر سماع مردان·زنده ز شخص مرده آخر بدید باید
- 13 گر زانکه چوب خشکی جز زآتشی نخنبی·ور زانکه شاخ سبزی آخر خمید باید
- 14 آن ذوق را گرفتم پستان مادر آمد·بنهاد در دهانت آخر مکید باید
- 15 خامش که در فصاحت عمر عزیز بردی·در روضهٔ خموشان چندی چرید باید
- 16 ای شمس حق تبریز در گفتنم کشیدی·روزی دو در خموشی دم درکشید باید
ganjoor: sh858 · public domain