Diwan-i Schams› Ghasel 996› Beyt 5 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۹۹۶
- قالب خاکی سوی خاکی فکند جان خرد سوی سماوات برد
G996:5
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 گفت کسی خواجه سنایی بمرد·مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد
- 2 کاه نبود او که به بادی پرید·آب نبود او که به سرما فسرد
- 3 شانه نبود او که به مویی شکست·دانه نبود او که زمینش فشرد
- 4 گنج زری بود در این خاکدان·کو دو جهان را بجوی میشمرد
- 5 قالب خاکی سوی خاکی فکند·جان خرد سوی سماوات برد
- 6 جان دوم را که ندانند خلق·مغلطه گوییم به جانان سپرد
- 7 صاف درآمیخت به دردی می·بر سر خم رفت جدا شد ز درد
- 8 در سفر افتند به هم ای عزیز·مرغزی و رازی و رومی و کرد
- 9 خانه خود بازرود هر یکی·اطلس کی باشد همتای برد
- 10 خامش کن چون نقط ایرا ملک·نام تو از دفتر گفتن سترد
ganjoor: sh996 · public domain