Lesen› Buch 2› Abschnitt 77 ← zurück · weiter →
بخش ۷۷ - قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان
Die Geschichte der Heuchler und ihr Bau der Moschee der Zwietracht
- M2:2830 یک مثال دیگر اندر کژرویشاید ار از نقل قرآن بشنوی
- M2:2831 این چنین کژ بازیی در جفت و طاقبا نبی میباختند اهل نفاق
- M2:2832 کز برای عز دین احمدیمسجدی سازیم و بود آن مرتدی
- M2:2833 این چنین کژ بازیی میباختندمسجدی جز مسجد او ساختند
- M2:2834 سقف و فرش و قبهاش آراستهلیک تفریق جماعت خواسته
- M2:2835 نزد پیغامبر به لابه آمدندهمچو اشتر پیش او زانو زدند
- M2:2836 کای رسول حق برای محسنیسوی آن مسجد قدم رنجه کنی
- M2:2837 تا مبارک گردد از اقدام توتا قیامت تازه بادا نام تو
- M2:2838 مسجد روز گلست و روز ابرمسجد روز ضرورت وقت فقر
- M2:2839 تا غریبی یابد آنجا خیر و جاتا فراوان گردد این خدمتسرا
- M2:2840 تا شعار دین شود بسیار و پرزانک با یاران شود خوش کار مر
- M2:2841 ساعتی آن جایگه تشریف دهتزکیهمان کن ز ما تعریف ده
- M2:2842 مسجد و اصحاب مسجد را نوازتو مهی ما شب دمی با ما بساز
- M2:2843 تا شود شب از جمالت همچو روزای جمالت آفتاب جانفروز
- M2:2844 ای دریغا کان سخن از دل بدیتا مراد آن نفر حاصل شدی
- M2:2845 لطف کاید بی دل و جان در زبانهمچو سبزهٔ تون بود ای دوستان
- M2:2846 هم ز دورش بنگر و اندر گذرخوردن و بو را نشاید ای پسر
- M2:2847 سوی لطف بی وفایان هین مروکان پل ویران بود، نیکو شنو
- M2:2848 گر قدم را جاهلی بر وی زندبشکند پل و آن قدم را بشکند
- M2:2849 هر کجا لشکر شکسته میشوداز دو سه سست مخنث میبود
- M2:2850 در صف آید با سلاح او مردواردل برو بنهند کاینک یار غار
- M2:2851 رو بگرداند چو بیند زخم رارفتن او بشکند پشت تو را
- M2:2852 این درازست و فراوان میشودوآنچ مقصودست پنهان میشود