Lesen Buch 5 Abschnitt 141 ← zurück · weiter →

بخش ۱۴۱ - فرمودن شاه به ایاز بار دگر کی شرح چارق و پوستین آشکارا بگو تا خواجه‌تاشانت از آن اشارت پند گیرد کی الدین النصیحة و موعظه یابند

Der König befahl Ayaz erneut: „Erkläre die Sandalen und den Pelzmantel deutlich, damit deine Mitoffiziere aus dieser Andeutung Lehre ziehen, denn 'Religion ist Rat', und sie Ermahnung finden.“

  1. M5:3345 سر چارق را بیان کن ای ایازپیش چارق چیستت چندین نیاز
  2. M5:3346 تا بنوشد سنقر و بک یا رقتسر سر پوستین و چارقت
  3. M5:3347 ای ایاز از تو غلامی نور یافتنورت از پستی سوی گردون شتافت
  4. M5:3348 حسرت آزادگان شد بندگیبندگی را چون تو دادی زندگی
  5. M5:3349 مؤمن آن باشد که اندر جزر و مدکافر از ایمان او حسرت خورد