Divan-e Shams Ghazal 1016 ← previous · next →

Divan-e Shams · G1016 · 14 beyts

غزل شمارهٔ ۱۰۱۶

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G1016:1 انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصرانا قضینا بینکم فاستبشروا بالمنتصر
  2. G1016:2 باد صبا ای خوش خبر مژده بیاور دل ببرجانم فدات ای مژده ور بستان تو جانم ماحضر
  3. G1016:3 شمشیرها جوشن شود ویرانه‌ها گلشن شودچشم جهان روشن شود چون از تو آید یک نظر
  4. G1016:4 ای قهر بی‌دندان شده وی لطف صد چندان شدهجان و جهان خندان شده چون داد جان‌ها را ظفر
  5. G1016:5 هر کس که دیدت ای ضیا وان حضرت باکبریابادا ورا شرم از خدا گر او بلافد از هنر
  6. G1016:6 نگذاشت شیر بیشه‌ای از هست ما یک ریشه‌ایالا که نیم اندیشه‌ای در روز و شب هجران شمر
  7. G1016:7 ای آفرین بر روی شه کز وی خجل شد روی مهکوران به دیده گفته خه بشنوده لطفش گوش کر
  8. G1016:8 از عشق آن سلطان من وان دارو و درمان منکی سیر گردد جان من در جان من جوع البقر
  9. G1016:9 ان کان عیشا قد هجر و اختل عقلی من سهروالله روحی ما نفر والله روحی ما کفر
  10. G1016:10 من ابروش او ماه وش او روز و من همچو شبشاو جان و من چون قالبش حیران از آن خوبی و فر
  11. G1016:11 آه از دعا بی‌سامعی جرم و گنه بی‌شافعیدرد و الم بی‌نافعی رویم چو زر بی‌سیمبر
  12. G1016:12 کی باشد آن در سفته من الحمدلله گفته منمستطرب و خوش خفته من در سایه‌های آن شجر
  13. G1016:13 تا دیدمی جانان خود من جویمی درمان خودکه گویمش هجران خود بنمایمش خون جگر
  14. G1016:14 ای گوهر بحر بقا چون حق تو بس پنهان لقامخدوم شمس الدین را تبریز شهر و مشتهر

ganjoor: sh1016 · public domain