Divan-e Shams› Ghazal 122› Beyt 5 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۲۲
- عقل آمد و گفت من چه گویم این بخت و سعادت سنی را
G122:5
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 دیدم رخ خوب گلشنی را·آن چشم و چراغ روشنی را
- 2 آن قبله و سجده گاه جان را·آن عشرت و جای ایمنی را
- 3 دل گفت که جان سپارم آن جا·بگذارم هستی و منی را
- 4 جان هم به سماع اندرآمد·آغاز نهاد کف زنی را
- 5 عقل آمد و گفت من چه گویم·این بخت و سعادت سنی را
- 6 این بوی گلی که کرد چون سرو·هر پشت دوتای منحنی را
- 7 در عشق بدل شود همه چیز·ترکی سازند ارمنی را
- 8 ای جان تو به جان جان رسیدی·وی تن بگذاشتی تنی را
- 9 یاقوت زکات دوست ما راست·درویش خورد زر غنی را
- 10 آن مریم دردمند یابد·تازه رطب تر جنی را
- 11 تا دیده غیر برنیفتد·منمای به خلق محسنی را
- 12 ز ایمان اگرت مراد امنست·در عزلت جوی ایمنی را
- 13 عزلت گه چیست خانه دل·در دل خو گیر ساکنی را
- 14 در خانه دل همیرسانند·آن ساغر باقی هنی را
- 15 خامش کن و فن خامشی گیر·بگذار تو لاف پرفنی را
- 16 زیرا که دلست جای ایمان·در دل میدارمؤمنی را
ganjoor: sh122 · public domain