Divan-e Shams Ghazal 1317 Beyt 3 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۳۱۷

  1. گوید اجلش کای خر کو آن همه کر و فر وان سبلت و آن بینی وان کبرک و آن کینک

G1317:3

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک·شنگینک و منگینک سربسته به زرینک
  2. 2 چون منکر مرگست او گوید که اجل کو کو·مرگ آیدش از شش سو گوید که منم اینک
  3. 3 گوید اجلش کای خر کو آن همه کر و فر·وان سبلت و آن بینی وان کبرک و آن کینک
  4. 4 کو شاهد و کو شادی مفرش به کیان دادی·خشتست تو را بالین خاکست نهالینک
  5. 5 ترک خور و خفتن گو رو دین حقیقی جو·تا میر ابد باشی بی‌رسمک و آیینک
  6. 6 بی‌جان مکن این جان را سرگین مکن این نان را·ای آنک فکندی تو در در تک سرگینک
  7. 7 ما بسته سرگین دان از بهر دریم ای جان·بشکسته شو و در جو ای سرکش خودبینک
  8. 8 چون مرد خدابینی مردی کن و خدمت کن·چون رنج و بلا بینی در رخ مفکن چینک
  9. 9 این هجو منست ای تن وان میر منم هم من·تا چند سخن گفتن از سینک و از شینک
  10. 10 شمس الحق تبریزی خود آب حیاتی تو·وان آب کجا یابد جز دیده نمگینک

ganjoor: sh1317 · public domain