Divan-e Shams Ghazal 1339 ← previous · next →

Divan-e Shams · G1339 · 23 beyts

غزل شمارهٔ ۱۳۳۹

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G1339:1 مهم را لطف در لطفست از آنم بی‌قرار ای دلدلم پرچشمه حیوان تنم در لاله زار ای دل
  2. G1339:2 به زیر هر درختی بین نشسته بهر روی شهملیحی یوسفی مه رو لطیفی گلعذار ای دل
  3. G1339:3 فکنده در دل خوبان روحانی و جسمانیز عشق روح و جسم خود ز سوداها شرار ای دل
  4. G1339:4 درآکنده ز شادی‌ها درون چاکران خودمثال دانه‌های در که باشد در انار ای دل
  5. G1339:5 به بزم او چو مستان را کنار و لطف‌ها باشدبگیرد آب با آتش ز عشقش هم کنار ای دل
  6. G1339:6 در آن خلوت که خوبان را به جام خاص بنوازدبود روح الامین حارس و خضرش پرده دار ای دل
  7. G1339:7 چو از بزمش برون آید کمینه چاکرش سکرانز ملک و ملک و تخت و بخت دارد ننگ و عار ای دل
  8. G1339:8 جهان بستان او را دان و این عالم چو غاری دانبرون آرد تو را لطفش از این تاریک غار ای دل
  9. G1339:9 گلستان‌ها و ریحان‌ها شقایق‌های گوناگونبنفشه زارها بر خاک و باد و آب و نار ای دل
  10. G1339:10 که این گل‌های خاکی هم ز عکس آن همی‌رویدتو خاکی می‌خوری این جا تو را آن جا چه کار ای دل
  11. G1339:11 بزن دستی و رقصی کن ز عشق آن خداوندانکه چون بوسی از او یابی کند آفت کنار ای دل
  12. G1339:12 به جان پاک شمس الدین خداوند خداوندانکه پرها هم از او یابی اگر خواهی فرار ای دل
  13. G1339:13 به خاک پای تبریزی که اکسیرست خاک اوکه جان‌ها یابی ار بر وی کنی جانی نثار ای دل
  14. G1339:14 کنون از هجر بر پایم چنین بندیست از آتشز یادش مست و مخمورم اگر چندم نزار ای دل
  15. G1339:15 مثال چنگ می‌باشم هزاران نغمه‌ها داردبه لحن عشق انگیزش وگر نالید زار ای دل
  16. G1339:16 به سودای چنان بختی که معشوق از سر دستیبه دستم داده بود از لطف دنبال مهار ای دل
  17. G1339:17 بگرد مرکبم بودی به زیر سایه آن شاههزاران شاه در خدمت به صف‌ها در قطار ای دل
  18. G1339:18 از این سو نه از آن سوی جهان روح تا دانیکه آن جا که نه امسالست و آن سالست پار ای دل
  19. G1339:19 چو دیدم من عنایت‌ها ز صدر غیب شمس الدینشدم مغرور خاصه مست و مجنون خمار ای دل
  20. G1339:20 چنان حلمی و تمکینی چنان صبر خداوندیکه اندر صبر ایوبش نتاند بود یار ای دل
  21. G1339:21 عنان از من چنان برتافت جایی شد که وهم آن جابه جسم او نیابد راه و نی چشمش غبار ای دل
  22. G1339:22 به درگاه خدا نالم که سایه آفتابی رابه ما آرد که دل را نیست بی او پود و تار ای دل
  23. G1339:23 امیدست ای دل غمگین که ناگاهان درآید اوتو این جان را به صد حیله همی‌کن داردار ای دل

ganjoor: sh1339 · public domain