Divan-e Shams› Ghazal 1422› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۴۲۲
- رفیق خضرم و هر دم قدوم خضر را جویان قدم برجا و سرگردان که چون پرگار میگردم
G1422:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 طواف حاجیان دارم به گرد یار میگردم·نه اخلاق سگان دارم نه بر مردار میگردم
- 2 مثال باغبانانم نهاده بیل بر گردن·برای خوشه خرما به گرد خار میگردم
- 3 نه آن خرما که چون خوردی شود بلغم کند صفرا·ولیکن پر برویاند که چون طیار میگردم
- 4 جهان مارست و زیر او یکی گنجی است بس پنهان·سر گنجستم و بر وی چو دم مار میگردم
- 5 ندارم غصه دانه اگر چه گرد این خانه·فرورفته به اندیشه چو بوتیمار میگردم
- 6 نخواهم خانهای در ده نه گاو و گله فربه·ولیکن مست سالارم پی سالار میگردم
- 7 رفیق خضرم و هر دم قدوم خضر را جویان·قدم برجا و سرگردان که چون پرگار میگردم
- 8 نمیدانی که رنجورم که جالینوس میجویم·نمیبینی که مخمورم که بر خمار میگردم
- 9 نمیدانی که سیمرغم که گرد قاف میپرّم·نمیدانی که بو بردم که بر گلزار میگردم
- 10 مرا زین مردمان مشمر خیالی دان که میگردد·خیال ار نیستم ای جان چه بر اسرار میگردم
- 11 چرا ساکن نمیگردم بر این و آن همیگویم·که عقلم برد و مستم کرد ناهموار میگردم
- 12 مرا گویی مرو شپشپ که حرمت را زیان دارد·ز حرمت عار میدارم از آن بر عار میگردم
- 13 بهانه کردهام نان را ولیکن مست خبازم·نه بر دینار میگردم که بر دیدار میگردم
- 14 هر آن نقشی که پیش آید در او نقاش میبینم·برای عشق لیلی دان که مجنونوار میگردم
- 15 در این ایوان سربازان که سر هم درنمیگنجد·من سرگشته معذورم که بیدستار میگردم
- 16 نیم پروانه آتش که پر و بال خود سوزم·منم پروانه سلطان که بر انوار میگردم
- 17 چه لب را میگزی پنهان که خامش باش و کمتر گوی·نه فعل و مکر توست این هم که بر گفتار میگردم
- 18 بیا ای شمس تبریزی شفقوار ارچه بگریزی·شفق وار از پی شمست بر این اقطار میگردم
ganjoor: sh1422 · public domain