Divan-e Shams Ghazal 1526 Beyt 11 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۵۲۶

  1. تو آن نوری که با موسی همی‌گفت «خدایم من، خدایم من، خدایم»

G1526:11

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 از آن باده ندانم، چون فنایم·از آن بی‌جا نمی‌دانم کجایم
  2. 2 زمانی قعر دریایی درافتم·دمی دیگر چو خورشیدی برآیم
  3. 3 زمانی از من آبستن جهانی·زمانی چون جهان خلقی بزایم
  4. 4 چو طوطیْ جانْ شِکر خاید به ناگه·شوم سرمست و طوطی را بخایم
  5. 5 به جایی درنگنجیدم به عالم·بجز آن یارِ بی‌جا را نشایم
  6. 6 منم آن رندِ مستِ سخت شیدا·میانِ جمله رندان‌ْ هایْ هایم
  7. 7 مرا گویی: «چرا با خود نیایی؟!»·تو بنما خود که تا با خود بیایم
  8. 8 مرا سایه‌یْ هُما چندان نوازد·که گویی سایه او شد من هُمایم
  9. 9 بدیدم حُسن را سرمست می‌گفت:·«بلایم من، بلایم من، بلایم»
  10. 10 جوابش آمد از هر سو ز صد جان·تُرایم من، تُرایم من، تُرایم
  11. 11 تو آن نوری که با موسی همی‌گفت·«خدایم من، خدایم من، خدایم»
  12. 12 بگفتم: «شمس تبریزی! کِیی؟» گفت:·«شمایم من، شمایم من، شمایم»

ganjoor: sh1526 · public domain