Divan-e Shams› Ghazal 1645› Beyt 3 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۴۵
- ور بدانند حق و قیمت خود درشکنند چونک درمان سر خود گیرد ما درمانیم
G1645:3
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم·ور نه ما عشوه و ناموس کسی نستانیم
- 2 یوسفانند که درمان دل پردردند·که ز مستی بندانند که ما درمانیم
- 3 ور بدانند حق و قیمت خود درشکنند·چونک درمان سر خود گیرد ما درمانیم
- 4 ما خرابیم و خرابات ز ما شوریدهست·گنج عیشیم اگر چند در این ویرانیم
- 5 کدخدامان به خرابات همان ساقی و بس·کدخدا اوست و خدا اوست همو را دانیم
- 6 مست را با غم و اندیشه و تدبیر چه کار·که سزای سر صدریم و یا دربانیم
- 7 هر کی از صدر خبر دارد او دربان است·ما ز جان بیخبریم و بر آن جانانیم
- 8 من نخواهم که سخن گویم الا ساقی·می دمد در دل ما زانک چو نای انبانیم
- 9 خوش بود سیمتنی کو بنداند که کییم·بار ما می کشد و ماش همیرنجانیم
- 10 یار ما داند کو کیست ولی برشکند·خویش کاسد کند و گوید ما ارزانیم
- 11 سر فرود آرد چون شاخ تر از لطف و کرم·ما چو برگ از حذر فرقت او لرزانیم
- 12 یک زمانم بهل ای جان که خموشانه خوش است·ما سخن گوی خموشیم که چون میزانیم
- 13 بس کن ار چند بیان طرق از ارکان است·ما به ارکان به چه مشغول شویم ار کانیم
ganjoor: sh1645 · public domain