シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 1657› 対句 7 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۱۶۵۷
- گفتمش دور از جمالت چشم بد چشم من نزدیک اگر چه معجبم
G1657:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 می رسد بوی جگر از دو لبم·می برآید دودها از یاربم
- 2 می بنالد آسمان از آه من·جان سپردن هر دمی شد مذهبم
- 3 اندکی دانستیی از حال من·گر خبر بودی شبت را از شبم
- 4 مکتب تعلیم عشاق آتش است·من شب و روز اندرون مکتبم
- 5 روی خود بر روی زرد من بنه·دست نه بر سینهام کاندر تبم
- 6 گفتمش گویم به گوشت یک سخن·گفت ترسم تا نسوزد غبغبم
- 7 گفتمش دور از جمالت چشم بد·چشم من نزدیک اگر چه معجبم
ganjoor: sh1657 · public domain