Divan-e Shams Ghazal 166 Beyt 10 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۶

  1. تن تیره همچو زاغی و جهان تن زمستان که به رغم این دو ناخوش ابدا بهار بادا

G166:10

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا·صنمی که بر جمالش دو جهان نثار بادا
  2. 2 ز بگاه میر خوبان به شکار می‌خرامد·که به تیر غمزه او دل ما شکار بادا
  3. 3 به دو چشم من ز چشمش چه پیام‌هاست هر دم·که دو چشم از پیامش خوش و پرخمار بادا
  4. 4 در زاهدی شکستم به دعا نمود نفرین·که برو که روزگارت همه بی‌قرار بادا
  5. 5 نه قرار ماند و نی دل به دعای او ز یاری·که به خون ماست تشنه که خداش یار بادا
  6. 6 تن ما به ماه ماند که ز عشق می‌گدازد·دل ما چو چنگ زهره که گسسته تار بادا
  7. 7 به گداز ماه منگر به گسستگی زهره·تو حلاوت غمش بین که یکش هزار بادا
  8. 8 چه عروسیست در جان که جهان ز عکس رویش·چو دو دست نوعروسان تر و پرنگار بادا
  9. 9 به عذار جسم منگر که بپوسد و بریزد·به عذار جان نگر که خوش و خوش عذار بادا
  10. 10 تن تیره همچو زاغی و جهان تن زمستان·که به رغم این دو ناخوش ابدا بهار بادا
  11. 11 که قوام این دو ناخوش به چهار عنصر آمد·که قوام بندگانت به جز این چهار بادا

ganjoor: sh166 · public domain