Divan-e Shams› Ghazal 166› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۶۶
- ز بگاه میر خوبان به شکار میخرامد که به تیر غمزه او دل ما شکار بادا
G166:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا·صنمی که بر جمالش دو جهان نثار بادا
- 2 ز بگاه میر خوبان به شکار میخرامد·که به تیر غمزه او دل ما شکار بادا
- 3 به دو چشم من ز چشمش چه پیامهاست هر دم·که دو چشم از پیامش خوش و پرخمار بادا
- 4 در زاهدی شکستم به دعا نمود نفرین·که برو که روزگارت همه بیقرار بادا
- 5 نه قرار ماند و نی دل به دعای او ز یاری·که به خون ماست تشنه که خداش یار بادا
- 6 تن ما به ماه ماند که ز عشق میگدازد·دل ما چو چنگ زهره که گسسته تار بادا
- 7 به گداز ماه منگر به گسستگی زهره·تو حلاوت غمش بین که یکش هزار بادا
- 8 چه عروسیست در جان که جهان ز عکس رویش·چو دو دست نوعروسان تر و پرنگار بادا
- 9 به عذار جسم منگر که بپوسد و بریزد·به عذار جان نگر که خوش و خوش عذار بادا
- 10 تن تیره همچو زاغی و جهان تن زمستان·که به رغم این دو ناخوش ابدا بهار بادا
- 11 که قوام این دو ناخوش به چهار عنصر آمد·که قوام بندگانت به جز این چهار بادا
ganjoor: sh166 · public domain