ديوان شمس غزل ١٦٨١ بيت ٥ → السابق · التالي ←

ديوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۶۸۱

  1. گر جهان بحر شود موج زند من به جز سوی گهر می نروم

G1681:5

بلغتك

لا توجد ترجمة بلغتك بعد — يتم إنشاؤها للغزل بأكمله مرة واحدة:

شرح هذا البيت

لم يُكتب بعد — قراءة متعمقة لهذا البيت في سياق غزله:

الغزل الكامل ↗

  1. 1 من از این خانه به در می نروم·من از این شهر سفر می نروم
  2. 2 منم و این صنم و باقی عمر·من از او جای دگر می نروم
  3. 3 به خدا طوطی و طوطی بچه‌ام·جز سوی تنگ شکر می نروم
  4. 4 یک زمانی که ز من دور شود·جز که در خون جگر می نروم
  5. 5 گر جهان بحر شود موج زند·من به جز سوی گهر می نروم
  6. 6 بلبل مستم و در باغ طرب·جز به سوی گل تر می نروم
  7. 7 در سرم بوی میی افتاده‌ست·تا چو می جز که به سر می نروم
  8. 8 این چنین باغ و چنین سرو و چمن·جای آن هست اگر می نروم

ganjoor: sh1681 · public domain