沙姆斯集› 嘎扎勒 1742› 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۷۴۲
- مرا چو پرده درآویختی بر این درگاه هم از برای برآویختن نمیشایم
G1742:6
你的语言
尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:
ai-draft · gemini-2.5-pro
此联解说
尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:
嘎扎勒全文 ↗
- 1 ببسته است پری نهانیی پایم·ز بند اوست که من در میان غوغایم
- 2 ز کوه قافم من که غریب اطرافم·به صورتم چو کبوتر به خلق عنقایم
- 3 کبوترم چو شود صید چنگ باز اجل·از آن سپس پر عنقای روح بگشایم
- 4 ز آفتاب خرد گرچه پشت من گرم است·برای سایه نشینان چو خیمه برپایم
- 5 چو ابن وقت بود دامن پدر گیرد·چه صوفیم که به سودای دی و فردایم
- 6 مرا چو پرده درآویختی بر این درگاه·هم از برای برآویختن نمیشایم
- 7 ز لطف توست که از جغدیم برآوردی·چو طوطیان ز کف تو شکر همیخایم
- 8 اگر ز جود کف تو به بحر راه برم·تمام گوهر هستی خویش بنمایم
- 9 شکار درک نیم من ورای ادراکم·به پای وهم نیم من درازپهنایم
- 10 سخن به جای بمان خویش بین کجایی تو·مرا بجوی همان جا که من همان جایم
ganjoor: sh1742 · public domain